از بادها تا سبزها

نوشتن همین و تمام

 
نویسنده : هلیا - ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۸
 

how i can start again? a long silence and start again....


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : هلیا - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸
 

fight again

again and again,untile sun shines....-


 
comment نظرات ()
 
زنده به گور شدن
نویسنده : هلیا - ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸
 

هراس از تکرار خودم مثل ترس از زنده به گور شدن نفسم را بریده ،دستهایم را به لرزه انداخته ونگاهم را بی روح کرده

می ترسم، مثل ترس از تاریکی در کودکی هایم، مثل ترس از گم شدن در کوچه های محله  در بچگی هایم، مثل آن وقت هایی که قدم حتی به زانوهای بابا هم نمی رسید، مثل همان روزهایی که من می ترسیدم  ازگم شدن و مادر که  تشر می رفت "چادرم را از سرم نکشی... 

می ترسم،می ترسم خودم را هی دور بزنم، می ترسم زنده به گور شوم. می بینی باز گنجشک خیس شده ام. دستهات را باز کن بابا... 


 
comment نظرات ()
 
حقیقت ندارد
نویسنده : هلیا - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸
 

بگو بگو که حقیقت ندارد

 بگو که هیچ کدام از این خبرها حقیقت ندارد

بگو که ایران هنوز هم سرزمین شعر و شاعرانگی است

بگو که هنوز هم عاشقانه های مرا دوست داری

بگو که تمام خیابان ولیعصر را از تجریش تا راه آهن با من قدم می زنی و تمام شعرهای شاملو را برای هم دوره می کنیم

بگو که سرخی خیابانهای تهران فقط از سرخی لبان دخترکان جوانش است

بگو که هنوز هم حاشیه زاینده رود، تمام طول خیابان بزرگمهر قشنگ ترین جای دنیاست

به من بگو!

به چشمهایم نگاه کن و بگو که هیچ کدام از این خواب های آشفته صحت ندارد...


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : هلیا - ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸
 

بگذار کمی قد بکشم

بگذار این انگشت های بی تاب را کش بدهم تا سایه های بازیگوش برگهای درخت توت

بگذار به ایوان همیشه آفتابی بروم

بگذار خورشید ذوبم کند 

بگذار برهنه شوم

بگذار بی واژه، بی خاطره شوم

بگذار سبک شوم

بگذار کمی قد بکشم


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : هلیا - ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۸
 

too lod to lie

too tired to tell the truth

the reasons she is alwyas silent

 


 
comment نظرات ()
 
تظاهرات حامیان نظام
نویسنده : هلیا - ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸
 

متاسفانه من در هیچ کدام از راهپیمایی ها نمی توانم شرکت کنم و فقط از دور نظاره گر اوضاع هستم.  ولی فکر نمی کنم حتی اگر ایران هم بودم در این نظرم تفاوتی به وجود می آمد که نه تنها طرفداران نظام حق مسلمشان است که به راهپیمایی مسالمت آمیز دست بزنند که این مساله بخشی از حقیقت جامعه من و شماست که عده ای از مردم(عده ای که کم شمار هم نیستند) بنابر هر دلیلی، یا اعتقاد فردی شان یا بنا بر تحریک رسانه ای و شستشوی مغزی و یا خیلی ساده تر بنا بر محاسبات خیلی ساده برای منافعی  در این راهپیمایی شرکت کرده اند. آنها هر دلیلی که برای شرکت در این راهپیمایی داشته باشند باید پذیرفت که این کار را آگاهانه و با اراده فردی کرده اند. پذیرفتن این حقیقت من و شمای اصلاح طلب را در برابر پرسشی بزرگتر قرار می دهد که با این بخش از جامعه چه باید کرد؟ این درد بزرگ را چگونه باید درمان کرد؟

من با نوشته های این وبلاگ کاملا موافق نیستم و انعکاس آن اینجا به معنای ابراز عقیده شخصی ام نیست ولی مشاهدات یک شاهد عینی است.

به امید روزهای سبز!

http://divanesara2.blogspot.com/


 
comment نظرات ()
 
عاشورا نیز از آن ماست!
نویسنده : هلیا - ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ دی ۱۳۸۸
 


عاشورا نیز از آن ماست!

چرا که ما بیشماریم!

چرا که مردم ایم!

ما همه امروز ایم!

ما همه فرداییم!

ما همه مردیم!

 


 
comment نظرات ()
 
شعارهای روز مراسم خاکسپاری
نویسنده : هلیا - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸
 

دوست دیگری که در این مراسم شرکت داشتند تعداد دیگری از شعارها را برایم فرستادند با سپاس از این دوست:

منتظری منتظری (یا مجتهد آزاده) آزادی ات مبارک 
ابوالفضل علمدار خامنه ای رو وردار
ابوالفضل علمدار موسوی رو نگه دار 
منتظری صانعی روحانی واقعی 
مجتهد واقعی منتظری صانعی 
آزادگان زندانند یا کشته در میدانند 
زندانی سیاسی آزاد باید گردد 
خامنه ای حیا کن مملکتو رها کن 
محرم ماه خونه یزید سرنگونه
بسیجی واقعی همت بود و باکری
یا حضرت معصومه منتظری معصومه 
یا حجه ابن الحسن ریشه ی ظلمو بکن 
ما اهل کوفه نیستیم پشت یزید بیاستیم 
(وقتی رسیدیم به عکس خمینی): دیکتاتوره ترسیده عکس تو رو دریده 
اون که تقلب کرده عکستو پاره کرده 
خمینی کجایی موسوی تنها شده 


 
comment نظرات ()
 
گزارشی از یک شاهد عینی
نویسنده : هلیا - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸
 

گزارشی از مراسم خاکسپاری آیت الله العظمی منتظری ( منتقد تاثیر گذار دیکتاتوری مذهبی )

دوستی شب زنگ زد و قرار گذاشتیم صبح زود روز دوشنبه به سمت قم برویم. وقتی وارد اتوبان تهران- قم شدیم از تعداد اتومبیل ها می شد حدس زد که وضعیت عادی نیست. روز دوشنبه و این همه ماشین به سمت قم. جالب اینکه همه از داخل ماشین هابه هم نگاه معنا داری می انداختند.

در عوارضی قم نیروهای ضد شورش کم شمار ایستاده بودند به ما که کاری نداشتند.با ماشین تا نزدیک حرم رفتیم و ماشین را داخل رودخانه پارک کردیم. ساعت یک ربع به 9 بود که شعار " یا حسین میر حسین" را می شنوم. زودتر به جلوی خانه آقای منتظری رسیدیم که جمعیت بسیار زیادی جمع شده اند . سر وقتی که اعلام شده بود یعنی ساعت 9 مراسم شروع شد و جنازه آیت اله را روی یک کامیون گذاشته بودند و با حرکت کامیون مردم با شعارهای خود مراسم را شروع کردند به سمت حرم حضرت معصومه.

من برآوردم از جمعیت 500 هزار نفر بود که دوستان و سایت ها برآوری بین 700 تا یک میلیون نفر داشتند. جمعیت بسیار فشرده بود طوری که همه به هم چسبیده بودند.

در مسیر خانه آقای منتظری به سمت حرم ، اطلاعیه تسلیت مکارم شیرازی پخش شد که آخر اطلاعیه مثل اطلاعیه سید علی خامنه ای بود و مردم اطلاعیه را می خواندند و به زمین می ریختند و اعتراض داشتند به این نحو تسلیت.

شعارهای جمعیت بسیار بسیار تند بود و من تندترین و کوبنده ترین شعارها را در مراسم قم شنیدم. بعضی از شعارها که یادم مانده است:

-          تجاوز ، جنایبت ، مرگ بر این ولایت( کوبنده ترین شعار)

-          ای رهبر آزاده ، تجاوز هم آزاده ؟

-          یا حسین میر حسین

-          کروبی بت شکن ، بت بزرگ روبشکن

-          وصیت منتظری ،مرک بر دیکتاتوری

-          مراجع مراجع ، هیهات من الظله

-          وعده ما عاشورا ، همین جا همین جا ( اشاره به جلوی حرم )

-          دیکتاتور بیچاره ، عزت خدا دادیه

-          تسلیت کینه ای ، نمی خوایم نمی خوایم

-          مرگ بر دیکتاور ، چه شاه باشه چه رهبر

-          عزا عزا است امروز ، روز عزاست امروز ، جنبش  سبز ایران صاحب عزاست امروز

-          و شعارهای دیگه ......

نکات جالب :

-    جمعیت روبری کتابخانه آقای مرعشی که رسید و عکس بزرگ خامنه ای را آویزان کرده بودندو با دست خامنه ای رو نشون می داند و مرگ بر دیکتاتور  و تجاوز ، جنایت ، مرگ بر این ولایت سر می دادند.

- چند بار پاها را محکم به زمین می کویند شبیه رژه و شعار می دادند : ارتش سبز ایران ، همینه همینه

- حضور زنان چادری کاملا برجسته بود که شعارهای تندی می داند و بیشتر مایل بودند که شعارها علیه رهبر باشه .

- نیروهای سپاهی  و اطلاعاتی بالای پشت بام های خیابان ها بودند و فیلم برداری می کردند.

- در کل در طول مراسم یعنی از ساعت 9 صبح تا حدود ساعت یک بعد از ظهر هیج حمله ای از طرف حکومت انجام نشد و در طول این 4 ساعت هر جور شعاری که مردم دوست داشتند داده شد . موقع پایان مراسم که روبروی خانه آقای منتظری بود و حدود 80 درصد جمعیت رفته بودند و ما هم داشتیم آماده می شدیم به تهران برگردیم یکدفعه حدود 500 تابسیجی با تعدادی طلبه با عکس های خمینی و خامنه ای و با چوب و قمه به مردم حمله کردند که نیروی انتظامی سعی می کرد جلوی آنها را بگیرد. این درگیری خیلی زیاد نبود . نیروی ضد شورش موتورسوار هم آمده بودند که زیاد درگیر نشدند.

 -   افرادی که مستقیما در مراسم توی خیابان دیدم : هادی خامنه ای ، الویری، مرتضی مبلغ ، غفاری بودند.

گزارش بالا را دوستی که شخصا در مراسم خاکسپاری شرکت کرده بوند برایم فرستادند و با اجازه خودشان در اینجا منعکس شد.


 
comment نظرات ()
 
درگذشت آیت الله حسینعلی منتظری
نویسنده : هلیا - ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۸
 

مرد آزاده ما! مرد آزاده ما که روحت را به قدرت نفروختی، مرد آزاده ما که انسان بودنت را به رهبر بودنت برتری دادی، مرد عزیز ما روحت قرین آرامش باد! گرچه در بسیار عقایدت با تو شریک نیستم ولی هرگز جز به بزرگی از تو یاد نخواهم کرد! روحت شاد!


 
comment نظرات ()
 
هزار سالی که در 8 روز گذشت
نویسنده : هلیا - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸۸
 

از روز 16 آذر تا امروز فقط 8 روز گذشته است!پس چرا برای من به این می ماند   که قرنی زندگی کرده باشم؟ انگار قبل از 16 آذر و بعد از آن آدم دیگر شده ام. آدمی که  کمی پیرتر، کمی خسته تر ، بسیار با تجربه تر، کمی عمیق تر ولی بسیار مصمم تر شده است. از 16 آذر تا امروز هزار سال برای من گذشت! بگذاز تا خستگی یک شب از این هزار  شب از تن تب زده ام بیرون شود تا برایت بگویم قصه این شب های دراز هزار تایی را!

 


 
comment نظرات ()